چهارشنبه، مرداد ۲

بی جهت

این روزها هیچ می شوند و من بلد نیستم بنویسمشان یاد نگرفتم سنددارشان کنم تنها خزیده ام میان کتاب ها و فیلم های نخوانده و ندیده ام اگرچه هنوز هم سفت و سخت به آنها نچسبیده ام و هی چرخ می خورم میان لحظه هایی که گیج است و من برایشان هیچ ننوشته ام . و ترس شده قسمت اعظم روزهایم دلهره و نگرانی هم پای فکرهایم و من عمر زیاد می کنم به همراهشان

هیچ نظری موجود نیست: